وبلاگ
عروسک لبوبو و نمای ساختمان علاالدین: میم دیجیتال تا نماد شهری
گاهی اوقات رشد ناگهانی و پرسرعت پدیده های رسانه ای و ترند شده در بازار وسوسه بازیابی متد های این رشد سریع و تعمیم آن در حوزه های تخصصی برای هر پژوهشگری را ایجاد میکند.
در این جا با همین وسوسه به سراغ شباهتیابی نحوه رشد سریع شهرت عروسک لبوبو در سال 2025 میلادی و نحوه معروف شدنش با نحوه جانمایی برخی آثار معماری در منظومه اثار شاخص و پر بحث معماری به مثابه یک دیسیپلین رفتیم. در این میان یکی از ساختمان هایی که در هیچ یک از نظریه های معماری قرار نمی گیرد ولی با نگاهی متفاوت می توان ساختمان موبایل علاءالدین را در مقایسه با نحوه شهرت عروسک ذکر شده بررسی نمود.
در سالهای اخیر، عروسک لبوبو بهعنوان یکی از پدیدههای فرهنگی فضای مجازی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. محبوبیت لبوبو تنها به طراحی بامزه و معصومانه آن محدود نمیشود، بلکه بخشی از شهرت آن ناشی از نحوهی بازنشر، بازتولید و بازتفسیر جمعی توسط کاربران است. جالب آنکه، این مسیر معروفشدن شباهتهایی با نحوهی درک، شهرت و ماندگاری برخی آثار معماری در تاریخ دارد.
۱. هویت نمادین و فرم ساده
لبوبو با طراحی سادهی خود – چشمهای درشت، دهان کوچک و ژستهای محدود – توانسته است تصویری نمادین بسازد. در معماری نیز برخی بناها مانند خانههای مینیمالیستی ژاپنی یا کارهای لوکوربوزیه با سادهسازی فرم، به نماد تبدیل میشوند. سادگی در هر دو مورد، باعث میشود که ذهن مخاطب بتواند به راحتی آنها را به یاد بیاورد، بازتولید کند و حتی دست به تقلید یا بازسازی بزند.
۲. تکثیر و بازتولید توسط مردم
لبوبو نه تنها توسط خالق خود بلکه توسط کاربران فضای مجازی بارها و بارها در قالب میم، استیکر و تغییرات خلاقانه بازتولید شده است. این فرآیند، یادآور سرنوشت معماریهایی مانند برج ایفل یا تاج محل است؛ بناهایی که به مرور زمان از یک اثر خاص به یک نماد جهانی بدل شدند، چراکه تصاویرشان بیوقفه در پوسترها، سوغاتیها و رسانهها تکثیر شد. حتی سایر برندهای مطرح جهان مانند کوکاکولا نیز از این نماد برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی شان استفاده کرده اند.
۳. بستر اجتماعی و فرهنگی در معروف شدن
محبوبیت لبوبو ارتباطی تنگاتنگ با فضای دیجیتال، فرهنگ میم و نیاز جمعی به بیان احساسات ساده و بیپیرایه دارد. در معماری نیز بناهایی چون مسجد شیخ لطفالله اصفهان یا ساختمان اپرای سیدنی در بستر اجتماعی خاص خود، از یک سازهی صرف فراتر رفته و به یک بخش از هویت فرهنگی بدل شدهاند. هر دو مورد نشان میدهند که یک اثر زمانی جهانی میشود که از مرزهای خالقش فراتر رود و در دل جامعه نقش بگیرد.
۴. بازی با تفسیر و تأویل
لبوبو بهدلیل فرم خنثی و سادهاش، قابلیت دارد که در موقعیتهای مختلف معانی گوناگونی بگیرد؛ گاهی خندهدار، گاهی مظلوم و گاهی حتی فلسفی. در معماری هم بناهایی چون پارتنون آتن یا کاخ الحمراء در اسپانیا بارها در طول تاریخ با تفاسیر گوناگون – سیاسی، فرهنگی و زیباییشناختی – همراه شدهاند. این چندلایگی معنا، رمز ماندگاری هر دو است.
نشانهشناسی عروسک لبوبو و نمای ساختمان موبایل علاالدین: از میم دیجیتال تا نماد شهری
در عصر حاضر، پدیدههای فرهنگی در دو بستر متفاوت – دیجیتال و شهری – میتوانند مسیر مشابهی برای نمادین شدن طی کنند. عروسک لبوبو در فضای مجازی و نمای ساختمان موبایل علاالدین در بافت شهری تهران، هر دو مثالهایی از چگونگی ساخته شدن نشانههای فرهنگی هستند. در این مقاله، با رویکرد نشانهشناسی، شباهت این دو پدیده در تبدیل شدن به یک نماد بررسی میشود.
۱. دال و مدلول در لبوبو و معماری
از نگاه سوسور، نشانه ترکیبی از «دال» (signifier) و «مدلول» (signified) است.
در لبوبو، دال همان فرم سادهی صورت (چشمهای درشت، لب کوچک) است و مدلول آن احساسات متنوعی چون معصومیت، طنز یا حتی پوچی است.
در ساختمان علاالدین، دال همان گوشی موبایل عظیم آویزان و نمای آلومینیومی کامپوزیت است و مدلول آن «بازار موبایل» و «تجلی مدرنیته مصرفی در تهران» است. در طی این سال های طولانی که ساختمان موبایل علاءالدین چنین جایگاهی در بین مخاطبین خود پیدا کرده است نوعی وفاداری نیز برای مشتریان خود ایجاد کرده است که در نوع خود جالب توجه می باشد و شاید به دلیل نیاز به مدرن شدن و بازسازی نمای این مجموعه نیاز به به یک شرکت نما با قدرت طراحی و اجرای دقیق و رعایت کلیه اصول حفظ جایگاه این ساختمان در میان مخاطبانش احساس می گردد.
هر دو نشان میدهند که چگونه یک فرم ساده میتواند لایههای معنایی متفاوتی تولید کند.
۲. تکثیر نشانه و حافظهی جمعی
بارت در نشانهشناسی بر اسطورهسازی تأکید میکند؛ یعنی یک نشانه فراتر از معنای اولیهاش میرود و به بخشی از فرهنگ عامه بدل میشود.
تا وقتی پروژه بازاربزرگ چارسو دقیقا روبروی این ساختمان ساخته نشده بود همچنان یکه تاز بازار گوشی موبایل ایران همین بازار موبایل علاءالدین بود. البته که هنوز هم جایگاه ویژه ای در این عرصه دارد.
لبوبو با انتشار در میمها و استیکرها، به یک «اسطوره دیجیتال» تبدیل شد.
ساختمان علاالدین با حضور مداوم در رسانهها و گفتوگوهای شهری، به «اسطوره بازار موبایل» بدل گشته است.
در هر دو مورد، تکرار و بازتولید، کلید ورود به حافظهی جمعی است.
۳. پلی میان کارکرد و نماد
هر نشانه در ابتدا کارکردی عملی دارد، اما در مسیر نمادین شدن، از آن کارکرد فاصله میگیرد.
لبوبو در اصل یک عروسک کودکانه بود، اما در بستر فرهنگی دیجیتال، کارکردش به بیان جمعی احساسات تغییر کرد.
ساختمان علاالدین نیز در ابتدا یک مرکز تجاری برای خرید و فروش موبایل بود، اما بهواسطهی فرم نمای بیرونی و نماد گوشی بزرگ، به نشانهای از «بازار تکنولوژی» و حتی «هویت اقتصادی خیابان جمهوری» تبدیل شد.
۴. چندلایگی معنا و امکان تأویل
از منظر نشانهشناسی فرهنگی، نشانهها چندلایه و چندمعنا هستند.
لبوبو میتواند هم نماد طنز و شوخی باشد، هم نماد نوعی «مظلومیت وجودی».
ساختمان علاالدین برای برخی نماد مدرنیته و پیشرفت است، اما برای برخی دیگر نشانهی مصرفگرایی افراطی یا آشفتگی معماری شهری تهران.
این چندلایگی، ظرفیت ماندگاری و بازتفسیر دائمی را فراهم میآورد.
نتیجهگیری
لبوبو و ساختمان موبایل علاالدین، اگرچه به دو حوزهی متفاوت تعلق دارند – یکی به فرهنگ دیجیتال و دیگری به معماری شهری – اما هر دو نشان میدهند که چگونه فرم ساده در تعامل با بستر اجتماعی میتواند به نشانهای فرهنگی تبدیل شود. نشانهای که هم در حافظهی جمعی جای میگیرد و هم بارها مورد بازتفسیر قرار میگیرد.
از این منظر، لبوبو و علاالدین را میتوان دو روایت موازی از تولید نشانه در جهان معاصر دانست: یکی در جهان مجازی و دیگری در جهان واقعی.
منابع:
https://www.architecturaltheory.eu/?lang=en
https://www.architectural-review.com/

